|
Photo :
Parham
Shahrjerdi
نظرات شما
|
کجا نشستن، کجا ایستاده
نشستن، کجای نشستن، کجای نشست - تن، کجا ایستا-تن، ایستایی که نشسته میایستد، بر
چه نشستن؟ با چه بر چه نشستن، و از نشستن، برخاستن. برخاست تن، و خواستهای تن، و
بر خواست ِ تن، نشستن، نشاندن ِ تن، در مقابل ِ تن نشستن، در مقابل ِ تن ایستادن،
خروار خروار تن، خر-وار، آوار ِ تن، تنهای بی نگاه، تنهای تنها تن، غیر از تن هیچ
و با تن هیچ و هیچ جز تن و ایستا در راستا و راست راست تن و زمین ِ تن و کاشت ِ تن
و پرداخت ِ تن و همپای تن و پای تن. پای تن ریختن، پا به پای تن و جای پای پا و
جای تن در پا، جا کردن و جا زدن، در جا زدن، در جای پا، در جای تن، تنها پاییده و
پاهای تنیده و تنهای بی سر و سر فراز، فرازتر از فرود. سر ِ هم، بی سر، تن ِ سر،
بی سر، سر ِ تن، بی سر، بی تن ِ سر، سر از تن، بی تن، بی سر ، سر از زیر، سرازیر،
میافتد، تن از پا میافتد. و من کجای تو بودم؟ در تن ِ متنات، تن میگیرم انگار،
پا در متنات میگذارم. پوست میاندازم در متنات، جا میگذارم در متنات، تنهایم
را، پاهایم را، جا. جای نشست - تن، جای خواستن، خواست ِ تن. جای تو، جای سر. غیبت.
غیبت. غیبت.
|