صحافی‌ی تازه‌ی مجله‌ی شعر
 

و حالا پوستی تازه، ظرفی تازه، ظرافتی تازه‌تر. مظروف ما ظرف تازه، ظرفیت‌های تازه می‌خواسته، می‌خواهد. ما ادبیاتی را شروع کردیم که فرای فرای فرا رفتن را فراتر خواسته، فراتر می‌رود. ادبیاتی که با شبه و شبیه و شباهت بیگانه است، وحالا ظرفی، شکلی، رنگی، ترکیبی شبیه خودش می‌خواهد. در روزهایی، امروزهایی، که هنرهای ایرانی در آخرشان تمام می‌شوند، دوست من، بابک ونداد، ماه‌ها وقت‌اش را، هنرش را، شناخت‌ِ دقیق‌اش را، بر سر صحافی‌ی مجله‌ی شعر گذاشت. حالا مجله‌ای که از آغاز شبیه خودش بوده، شبیه خودش مانده، در پوستِ خودش، در پوستی برای خودش، ادامه‌ی خودش می‌شود. تازه‌گی‌های مجله‌ی شعر را به مرور، مرور می‌کنیم.

پرهام شهرجردی

 

بازگشت