آستارا
ابوالفضل حسنی

 

 

 

 

 ازشهسوار گاز موتورم را می‌گیرم           گاز
توی جاده‌ای که شش بانده می‌شود        گاز
هشت بانده می‌شود بعد از پل
                      لاهیجان مثل دختری به راه می‌آید
قهوخانه قلیان چاق می‌کند
لب سوز توی نمازخانه بوسه می‌شود
روی ترک موتوربغلی مرا سفت می‌گیرد      گاز
توی جاده‌ای که دو بانده می‌شود
تا انزلی مثل نامزدی دراز روی سا حل می‌کشد       ترمز
                                        گاز را ول می‌کنم
توی جاده‌ای می‌گازم بی‌ترمز می‌رسم  آستارا مثل زنی دور می‌شود

 

 

 

بازگشت