زیر پوستم گرازی فرضا" / دراز کشیده
و تو در بن بست ِ کجا برویم؟
کشیدهای دراز به دراز
روی تختی دم ِ بخت
که کارش شده صرفا" طلاق گرفتن از مردانی عقیم
که لابد
ماهی دو سه بار کورتاژ
و فکر میکنند گوشی حمام هم دچار تهوع و سرگیجه است
و تا یه حمومی سیت بسازُم
در بخش پنج / یا؟
به هوش آمدهام با دو سه کشیدهی آبدارِ یک خانم خیلی پرستار
نابرده رنج / گنج کجا بود؟
و از طرفین دهانم دو دندان دراز / زده بیرون
ظاهرا" تو عاشق یک گراز / بازهم از این حرفها؟
شدهای یا که / نه؟
اما چطور موهایت را
و رها کردهای مرا تا سر زانوهایت که:
- زنجیـــــــر و بافتی؟
- بعله!
- پشت کوه انداختی؟
- بعله!
و بعد جز به شرط اینکه خسارتهای عمدهای را
قرار من این بوده که فردا به بار نیاورم البته
جز البته - اگرهایی که به تو مربوط میشود
و اگرهای ِ غیر مجاز ِ حاصلخیز را هم / قرار من این بوده
که برای تو / آباد
و ثابت کنم که یک گراز اصیل
زیر پوست دوست هم / خرابیهایی خاص تو
و چیزهای دیگری هم به بار میآوَرَد
و بار دیگر اگر به ملاقاتم آمدی
بگو که گفته باشی یه مادرم
که من؟ تن به مرخصی از اینجا؟ / نه!
باور کن!
چراغش را برای من بگو اما روشن نگهدارد ته ِ گورش
که هنوز ِ ما
نه ترکانده چشم حسود را
و نه چسبیده به سایهی هم گرفتهایم عکسی را
به یادگار ِ فعلا" در اینجـــــــا
مخصوصا" که دو دندان دراز
و از طـــــــرف دیگر
تو هـــــم که از این متــــــن غیرعاشقانه
فقط فرار میکنی.