جنايت از جهات مختلف تلاش وارونهای داشت
كه موسيقي جاز با آتش تند صداي سربازي
تمام وارونگيها و حادثهها را به چاههاي تو در تو فرستاد.
همين هم هست كه سوژههايمان بايد بيلباس
با طراحي كامل روي كبودي ميز دور بخورند
پژواك صداهاي سايهدار هم روي اين همه اشياء شكسته
سرباز را دور ميخورند.
***
موي شما كبودي نقاشيهايتان را پير ميكرد اما
كبودي دور چشمها زيبايي را دو چندان كرده بودند
روي ميز و ميان تقويمهاي قبل از سوژهها
صداي كشدار سربازي روي ميز
سايه مياندازد.
روي وارونگيهاي ساكن خودش
و فردا براي نوشتن از صدا هاي ماسك زده بايد ترسيد.
هوا اين بار آخر مسموم تشريحي است
كه كلمات ياريش نميدهند
و حالا ميان حوادث خون آلود دهه هاي بعدي دراز كشيده
***
كنتراست رنگها را با كارد لمس كن
فقط با جلو آمدنهاي يك سايه
گوشهايت را به اتصال اين< مجسمهي كوچك> در بيار
(زرد پيها را بيرون ميكشند)
بخند
بلند
قاطي مردهها
مواظب تكه پارههاي كاردي كه دور ميچرخد باش
شما تشريح نكردهايد.
بكشيد بيرون تمام اين كلمات و رنگها را
چرا كه توي بيلبوردها
"سنگين" نمايش اجرا ميكند
"سنگين" هيچ ترانهاي بلد نيست
تا سر مزار تكههاي كلماتم
سنت را ميخابانم
ميخندانم
***
فضا خالي بود.
هيس!
اين فضاي خالي, كلمات را بيان ميدهند.
شما حرف بزنيد.
آنقدر كه اين تكه پارهها بخندند.