حرفهای و پنهان
سعید احمدزاده اردبیلی
بوسه از تیزِ یک چاقو
شروع ِ دیری از کم مانده در شروع
حرف های و پنهان در پیچیده به خواستن ام
چشم می بندند در می آید حتمن
در کمی دیر شروع می شود
من و
در شده روزهایم از باران
گریه خواهم می کنم از بر
هنوز هم
زبان ام
گم است
هم
در ناتمام
بازگشت