شاعر
اسماعیل خویی
 

۱
سرمستِ خیالی تو که: " من پر دارم،
پرواز گه از باز فراتر دارم:
پَرّم  سوی آشیانه­ی کاهکشان،
تا جوجگک ِ ستاره­یی بردارم."

 

٢

پس، جانِ تو می­شود پلنگی چالاک،
نه خوفِ خطر  او را، نه بیمِ هلاک،
ناگاه سوی ماه پَرَد؛ وین یعنی
که شیرجه می­رود به ژرفای مغاک.

نوامبر 2005 ـ بیدرکجای لندن

 

بازگشت