با تو بیعت میکنم
«والت ویتمن»!
پس از مدتها
نفرت از تو دیگر بس است
بچه بودم، حالا بزرگم
پدر یکدنده و کله شقم!
برای رفاقت با تو به اندازهی کافی قد کشیدهام
تو چوبها را بریدی
حالا من روی آنها حک میکنم
ما از یک تخم و ترکهایم
بیا خود را به یکدیگر بفروشیم