چهارگانه بی‌خوابی - 3

با...
سياوش شعبانپور


 

صدای شاعر

 

و زبان شکوفه از اردیبهشت که می‌سرایدمش باز
و ناز خورشیدی که ساعت هشت را برای حاملگی انتخاب می‌کند
حشر درست که روی عقربه‌ها راست می‌کند
وسایه که خوابیده زیر صاحب خود عمود
بی‌نگاه باید به شکوفه که دامن کوتاه فصل پوشیده جلق بزنم
نزدیک کاغذ اگر که بیایی، صورتت را خیس می‌کنم
بپا که نپاشم به ذهن تو مردی که روی خط آخر این شعر...

زیاد طول نمیکشد به مرا دوباره بخوانی

پس عینکت را سفت بگیر و شقیقه‌هایت را
شلیک دایره واری‌ست تا در تو ناخودآگاه می‌شوم تکرار
برگرد و نگاه کن که تکان نمی‌خورم از کاغذ
قرار بی‌فراری دارد حرف قبلی به بعد که بعد می‌شود از که

بی کله می این کلمات را نویسم از بی‌خواب

و باز...
خط که به خود غبطه می‌خورم نمی‌خوردم
می‌خوردش که نمی‌زنمش بر جنون نمی‌خوردم
بی‌کله گفتم این می کلمات را نویسم از بی...

حالا بخوان مرا به جنون باز و باز دوباره بخوان

شاید شروع شایعه در شاخ شعر من امروز
فردای شعر شما را شلوغ می‌کند
و تجاوز خورشید اتهام طنازی‌ست برای سایه‌ای که منم
اقرار می‌کنم

 

تورنتوـ ـ اردیبهشت 85
 

 

بازگشت