(1)
سمت از زبان گذشته مي رود به
جانبي كه شبي از شب هاي زمستان نوشت
يك شب و حالا مي رود كه
از سن ژون پزس برود ايتالو كالوينو
دارم پرتاب مي شوم مي
شوم شو و فرو مي رود متن در فرو رفتگي اش
توضيح واضحات:
مي گويد يا كه گفته است
شاعر در مي رود مركز از هزار سو با نا اميدي اش
حاال كه نمي فهمند
بايد و فهميدن شبيه سعدي نيست نيست آقاي سن ژون پرس
بازگشت:
شعر از فرو رفتگي اش در مي
رود از رو به رو
مي
چرخد و
فرقي كه ندارد
شكافته باز رو به رو
اما و اما از شوخي كه
گذشته شوخي ندارد زبان ملا عمر نيست -كه نيست
اين دور و بر كسي نيست و
كسي كه نيست شوخي ندارد اصلا با زبان يا غير زبان
دارم پرتاب مي شوم مي
شوم و فرو مي روم در هزاره هاي ماضي نقلي فرو
شبي كه از شب هاي زمستان
نوشت نوشت شهرزاد يا ايتالو
در مي رفت مركز از هزار سو
زني با نا اميدي اش
و طناب ملك محمد هندو قطعي
نبود نبود
(2)
چهار انگشت
بالا رفته گوشه از سمت
چپ باد مي وزد در فرو رفتگي اش
شكافته فرقي كه
ندارد گربه اما مي افتد روي زمين چهار دست و پا
اين تجربه قطعيست شك
نكنيد!
يك نفر در جورج خسيس يك
نفر در كاخ كه مي گويند مي گويند سفيد
بوسه مي فرستد سفيد
اما سفيد شبيه قارچ قاچ مي زند فرق گربه را از وسط
آقاي بيل كلنگ از
وسط موش از وسط قاچ مي زند گربه را
اينجا نشسته ايم با سمت از
زبان گذشته مي رود به جانبي از زمستان
با ايتالو كالوينو و
موش قاچ مي زند از وسط از وسط در فرو رفتگي اش
دارم پرتاب مي شوم
مي شوم شو در هزاره هاي نقلي
به نقل از كدام شاعر يا
كدام؟ -پي نوشت ندارد-
و شاعر فهميد
بايد اما شبيه نيست اصلا به شباهت
فرقي هم ندارد از كدام
سو بيافتد تجربه
بيل كلنگ قاچ مي زند گربه را از
وسط قاچ مي زند سفيد
و قاچ مي زند ايتالو در
باغ هاي معلق شيراز شبيه راز
قاچ مي زند ايتالو
(3)
فيچي نكنيد نكنيد
موهايي را كه مي برد از وسط فرقي كه ندارد
از همان وسط يا كه اول
اول بي گذرنامه نكنيد
قيچي نكنيد بيل كلنگ بالا
مي رود ملا عمر از سمت راست
و سن ژون پرس مي خواند مي
خواند شبيه سعدي از بني آدم و اعضا
و نمي فهمند هيچيك با
زباني كه مال من نه مال هيچكس
سمت از گذشته مي رود به
جانب كه شبي نوشت از شب هاي زمستان ايتالو
قيچي مي كند ملك محمد
هندو و اين يكي هم قطعيست
شبيه شبيه شبيه
شهرزاد بوسه هاي جورج خسيس وبيل كلنگ
كه در مي رود از بالا در
مي رود از روبه رو و نمي چرخد اين بار شكافته مي شود
پهلوي گربه اين بار شكافته
مي شود از هزاره هاي نقلي بيرون مي زند
(4)
سمت از زبان گذشته
اين بار مي رود به چهار چهار جانبي كه از هشت جهت
كسي كه
ندا يا
اين جا
و كسي شو خي با زبان
نيست نيست
رد غير زبان
عليرضا بهنام
دي ماه 1381 -تهران