اعتراضی بر رفتارهای محفلی و معیارهای موازی در تشکیلات صنفی ادبیات ایران

 

امضإ : آیدین ضیایی و سعید احمدزاده اردبیلی

 

 

شرایط حاکم بر فضای ادبی ایران حساس‌تر از هر زمان دیگری نیازمند یک بازاندیشی جدی ست . بخش عمده‌یی از این نابسامانی مربوط به تشکل هایی ست که به منظور تحقق بخشیدن به نیازهای اولیه‌ی جامعه ی ادبی یا جوامع ادبی شکل گرفته یا می گیرند. فارغ از قصد ایجاد تشنج در اذهان عمومی کثیر نویسندگان و شاعران ایران ذکر نکاتی را برای بسط بحث لازم می دانیم. کانون نویسندگان ایران از بدو تأسیس همواره به عنوان نهاد و نماد انسجام و استحقاق قشر نویسنده مطرح بوده ، بنابراین و با توجه به تعریف اولیه‌ی چنین جمعی انتظار می‌رود تلاش عمده‌ی کادر تصمیم گیری و هیأت دبیران این نهاد در راستای اهداف کلان همه‌ی نویسندگان ایرانی باشد. متأسفانه بنا به دلایلی غیر از ادبیات در این چند سال اخیر کانون به یک نهاد بیش تر سیاسی تغییر ماهیت داده . یکی از تبعات این اتفاق هم لزومن منفعل شدن در بیان خواسته‌ها و حقوق اولیه‌ی صنفی ست . فراموش نکنیم وضعیت دشوار زندگی در ایران امروز با بحران های بالفعل اقتصادی – اجتماعی و ... برای یک نویسنده تا چه اندازه می تواند طاقت فرسا بوده باشد . جامعه‌ی افسرده و عصبی امروز ادبیات ایران بیش از آن که نتیجه‌ی زندگی مدرن و شبهه صنعتی باشد به اعتقاد ما زاده‌ی سیاست های غلط فرهنگی و بلاتکلیفی نویسندگان آزاد در ابراز و تأمین نیازهای اساسی‌شان است . در این میان و همواره سایه‌ی ریاست طلبی‌ها و کوتولگی ها مانع از پرداختن به ماوقع شده و می‌شود . به هیچ عنوان و با هیچ ابزار و محفلی امکان انکار این نیست که ادبیات ایران و در مورد بحث ما شعر ایران شاهد حضور نسل تازه‌یی ست که اولویت‌های ادبی ، زمانی و ... شان زیاد هم سو با سالخوردگان شعر ایران نیست . با توجه به این امر ، این سؤال پیش می‌آید که عملکرد کانون نویسندگان ایران در حمایت و استقبال از این نسل متفاوت چه بوده ؟ تا جایی که به خاطر می‌آوریم و می‌بینیم عمده‌ی نقش کانون در سال های اخیر از یکسری بیانیه‌های شبهه سیاسی و اعتراض های کاغذی فراتر نرفته یا حداقل  این‌که نمود عمومی نیافته .علی الخصوص این که به موازات ممیزی و حذف ارشادی، یک ممیزی و حذف محفلی در کانون سال های اخیر  رواج یافته . مواضع غیر صنفی کانون در قبال مسائل صرف سیاسی – و باز هم تأکید می کنیم که کانون نویسندگان ایران در شرایط مختلف تاریخی باید حافظ منافع عموم فعالین عرصه‌ی ادبیات باشد – باعث شده تا امکان چالش برای ارتقإ وضعیت تولید کنندگان ادبی و حمایت از دستآوردهای شان مسکوت بماند . در این شرایط و با این چشم‌انداز اولویت‌های ادبی بیش از پیش رنگ باخته و محافل خصوصی تعیین کننده‌ی به ظاهر ادبیات عمومی می‌شوند . با توجه به انگشت شمار بودن نشریات ، جوایز و برنامه های ادبی در ایران ، در سال‌های اخیر ابزارهای مجازی ادبیات زمینه‌ساز روابط گسترده‌ی فعالین در این زمینه بوده و هستند . اما و به هرحال نیاز ارتباط مستقیم و مداوم قابل انکار نیست . باز هم یادآوری می‌کنیم که شرایط امروز شعر ایران از تولید و عرضه گرفته تا مدیریت بحران نیازمند یک بازاندیشی جمعی ست . هنوز هم انتظار آن  می‌رود که کانون نویسندگان ایران به عنوان فراگیرترین تشکل صنفی ادبیات ، با توجه به سانسورهای سازمانی و کثیر آسیب دیدگان از این عادی شده ی زشت ، برخوردی جدی تر از انتشار یک بیانیه ی چند صفحه یی نشان بدهد . لزوم اصلاح بندهایی از منشور کانون که با توجه به ضرورت های تاریخی – اجتماعی اکنون ایران امکان تحقق آن ها وجود ندارد به شدت احساس می شود . ادبیات در ذات خود زیرمجموعه ی هیچ دولتی نیست ، و طبعن اراده ی عمومی تولیدکنندگان ادبیات و فرهنگ باید به دور از تأیید سیاست بازی باشد . اما سؤاستفاده از حساسیت های ادبی به نفع چه کسانی و به سفارش چه کسان دیگری انجام می شود؟

خشونت ، تهدید و تطمیع ادبی همواره حرکت های شاعران نسل نو را یا به انحراف کشیده و یا در دستیابی به اهداف بلند مدت خود دچار تزلزل کرده . این مهم و نیز لزوم شکل گیری نهادی مستقل از برچسب های دولتی و ضد دولتی دغدغه ی مدام اکثر فعالین عرصه ی شعر امروز ایران بوده و هست .ولی متأسفانه جمعی که گاهن کم هم نیستند و تجربه ی شعری شان در این سال ها آن چنان پیش رو نبوده ، به ضرورت تاریخی در پی گسترش هراسی از جنس فیزیکی اند . ما هم چنان معتقدیم که ایجاد تشکلی کمّی از شاعران هدفی جز زمینه چینی برای تشخص بخشیدن به دسته ی ورشکسته ی شعر دیروز و امروز ایران – حداقل در این مرحله – ندارد .     فکر می کنیم دیگر زمان آن فرا رسیده که به بررسی کیفی شعر معاصر فارغ از حب و بغض های محفلی و اولویت های جنسی ، سیاسی ، اقتصادی و ... پرداخت . اما از دیدن هایی این چنین ، به نظر می رسد هم راهی و حمایت های عده یی از اعضای دست چندم کانون نویسندگان ایران که در این سال ها نه از لحاظ ادبی و نه از لحاظ تلاش برای کسب حقوق مسلم نویسندگان مستقل ، کارنامه ی قابل توجهی  نداشته اند ، صرفن به منظور استقبال از حرکتی تازه نفس نیست . این مسئله زمانی بغرنج تر می شود که انجمن یا تشکل شاعران شهرستان که بیست و چهار ساعت پس از گردهمایی سالمرگ فروغ در ظهیرالدوله به مجمع شاعران مدرن ایرانی تغییر نام داد ، در یک تصمیم گیری کاملن غیر دموکراتیک و محفلی به زیارت حضرات کانونی شتافته ، هم خود و هم آنان را تطمیع کردند . اگر بنا بر معرفی و ایجاد زمینه ی برابر جهت ارائه ی دستاوردهای شعر امروز ایران و مدیریت تبلیغ و آشناسازی مخاطبان با این وجه از ادبیات ایران باشد – که ما معتقدیم نیست – لزومی برای تخریب چهره ی تأثیرگذاران این عرصه نمی بینیم . اما واقعیت تلخی ست که بخش عمده یی از مصاحبه ها و نقدهای منتشر شده در رسانه ها مملو از توهین ، ارعاب و نزاع قومی پدیدآورندگان بوده و هست . همه ی تقصیر را هم از جانب سالخوردگان کانونی    نمی دانیم . نسل نوی شعر امروز ایران علارغم این که افق گسترده یی را پیش روی خود به وضوح می بینند اما هنوز در ساده ترین مسائل صنفی و حقوق مسلم قلمی خود باج خور و باج ده مانده اند . شرایط بحران زای اجتماعی – سیاسی این مرحله از تاریخ ایران هم به شدت موجب وخیم تر شدن موضوع شده و می شود . در این میان یافتن پاسخی برای این سؤال ، شاید بی مورد نباشد که چرا نام های مطرح در نشریات نافع و بنگاه های نشر از یک عده ی خاص که از پُر نویسی به پرت نویسی ارتقإ یافته اند تجاوز نمی کند . در شرایطی که کانون نویسندگان ایران یکی از  حساس ترین مراحل خود را - چه از لحاظ مدیریتی و چه از لحاظ سیاست های ادبی-  طی می کند ، در شرایطی که سیاست های جدید ارشاد در این چند ماهه ی اخیر هنوز فقط اجازه ی نشر تعداد انگشت شماری از حوزه ی ادبیات پیش رو و مستقل را صادر کرده ، مبصر بازی و تقسیم غنایم محفلی هدفی جز حذف عصبی صداهای معترض و تطمیخ کرخت های ادبی که هنوز و همواره خواب پدرخواندگی می بینند نمی تواند داشته باشد . ما به شدت معتقدیم باید دست هایی از پشت پرده که شعر آوانگارد ایران امروز را به نفع خود نمی بینند ، مشخص شوند . و از همه ی کسانی که در این سال ها جدن به شعر پرداخته اند می خواهیم که با هم سوییِ جریان های عوام فریبانه ی عده ی مذاکره گر ادبیات ایران ، زمینه های بروز کودتای حرکت مستقل شعر امروز که حاصل خرد جمعی و تلاش سال های اعراب و وحشت جوانان پرسش گر و آفرینش گر شعر که همواره و هنوز میراث همیشه ی ما بوده و هست را فراهم نکنند . 

حرف های بیش تری هست که باید گفت . می گوییم به زودی . ادامه دارد ...

 

 

 

 

قبل التحریر :

 

ما فکر می کنیم مسئله بسیار پیچیده است و باید هم زمان در چند جهت موضع گرفت :

1- با کانون نویسندگان چه باید کرد ؟

2- با تشکیلات موازی چه برخوردی کرد ؟

3- با خرده نویسنده و خرده شاعر چه باید کرد ؟

4- با نشریات چه برخوردی کرد ؟

مسئله فروغ نیست ، گورستان و ظهیرالدوله هم نیست . مسئله این است که هیچ چیز جای خودش نیست . آیا جای شاعر در گورستان است ؟ و گردهمایی شاعران باید سر قبر بهار و رهی معیری و فروغ برگزار شود ؟ این چه شعر و چه شاعر و چه ادبیاتی ست ؟

مسئله ی دیگر این است که یک سری عقب افتاده ی ادبی از بلبشوی حاکم سؤاستفاده کرده و پرچم دار ادبیات این کشور شده اند . چه کسی به این ها مشروعیت می دهد ؟ مسئله این است که اصلن مشروعیتی در کار نیست . همه چیز بر سر رابطه می چرخد و   بر سر بی خطری ، بر سر عقیمی.عقیم های ادبی یی که دور هم جمع می شوند تا آینده ی عقیمی برای ادبیات ایران بسازند. باید حقایق را نوشت و بر روی حقیقت پا فشاری کرد .

 

  

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.