كُلاه وَ كِه
رضا براهنی
بتنم تَننانم خود را
در تو و تو را
تننامَم از با در بی
كهی موصولی باشم و
كه يانم خود را كه
كهی اول باشم يا آخر
اما كهی موصولی را
تنها به كه يانم
بروم از خود وقتی
برگردم ديگر خود نشوم
شكل كه شوم
توی اول با تو توی
آخر با من
بزبانم رازم را با تو
بزبانم كه زبانيدن كه
و كلاهم را از سر
بردارم وَ كه را بر
سر بگذارم
و چنان بيخود بشوم از
خود كه شوم كه شوم كه
شوم
وَ دوباره برگردم سر
سطر اول بتنم تننانم
خود را در تو
وَ
نروم
82 تورنتو