نامه همان است:
{ چيزی از واهمه در هوا چرخ می خورد
ابر ربا می بارد
حرفی بيشتر نمانده تا برف فربه شود
سرد می گذرد درس
عکس مدير هم رنگ و رويش بد بويش بد
به هم اگر بزنی دير ميشود مير می شود
مثل هميشه خيابان خيالی ناب در آستين دارد
کسی به جای پای خودش سک می زند
اين وسط
دوستان قديم ( جنگ و گنج )
می رسند ناگهان به هم}
کشک هم که همان کشک!