حباب بازی

لیلا فرجامی

 

 

 

نادیا میله‌یِ سَرگِرد را در آب و صابون فرو می‌بَرَد

فوت می‌کند

و حباب می‌سازد،

من میان حباب‌ها می‌دوم و می‌بینم

که بعضی در دستهایم می‌ترکند

که بعضی در هوا گم می‌شوند

که بعضی هم مثل خاکهایِ شهرِ مادری‌ام

از سیم‌های خارداری که هیچگاه پیش‌بینی نمی‌کردیم

عبور می‌کنند و دیگر هرگز

به نفس‌هایمان

باز نمی‌گردند.

 

                                                    

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.