انگور
آبی
تس گالاگر
پچواک: محسن
فتحیزاده
كنار
پنجره
انگورهای
آبی
را
میخورم و
بیرون، به درهی
برفپوش نگاه میكنم.
لحظهای
جهانِ ژرف
به
عقب خیره مینگرد.
آنگاه
كلاغی سبز برفهای
شاخهای را میتكاند.
نه
جهانی، نه دیداری.
تنها
جنبش، شیرینی
روی
زبان.