هرمافرودیتِ
۵
شهریار کاتبان
shahriar.kateban@gmail.com
گُه
می خورند کسانی که می
گویند عن به تصادف
آدم شد
آنها همه
چی دارند حتی کُس!
اهورا اهریمن
خُل
درپی ِ طرز ِِ گل
در خط ِّ صریح ِ قُل
من توت خوران بوبو
تو فاخته وَش
کوکو!؟
تو شق شق ومن حق حق
تو جق جق ومن هوهو
خوانندهی خوش
قاقا !
تو قرقی ومن قوقو!؟
تو لختی ِ یک قویی
من کیرِ پُراز مویی
تو جمع جوان جویی
من قسمتی از یک او
تو لیلی ومجنونی
همچینی و همچونی
دکّان ِ دوصد کونی
من بُکّن ِ پشمالو
تا لب صله میگیرم
صد
مرحله میکیرم
برسلسلههای کُس
در له
له ِ you
یا who
در دربدری تا تا...
زن کوبه گرفت از در
کوبید به از تا به
در و... هرچه توانست
اسمید وحروفید
وکلامید وکتابید!
۱
بعدش که شتابید
من توی هُتل لاوی
و زن لا
من لابی ولیلا کو؟
من نون ِ پُراز
مجنون زن خون
من بی کس و کُس کو
کو
او؟
او
کو! که برای
بارداری گوش میشود؟
كسی
میشنود؟
بی آنکه لا بگذارد
روی نُتی به این
تمیزی
Take it easy!
یکی بیاید با بشود
که اشتهای من زن
لاو لابی همین
همان و علاقه تنها
چون خون
دومترواندی چاق
چاقو چنان به قو زد
که کوچه یکهو ریخت
هزار واز تا که در به
کوبه برهمه درها با!
یکی بیاید کوتاه
کوتا یکی بیاید در
بزند
به دردسر سر بزند
وعطسهای آماده کند
که پارسال دیده بود
تو امسال
شنیدهای فایده
دارد؟
پیش ازآنکه گردن
بزنند سرم زده بودند
و بر چارگوشهی میزی
که بشقابش فرار کرده
بود
بی بی
قراری میکرد
دو قاشق، یک جفت چنگال
وتک کاردی که
دنبالشان میکرد
توی لابی که بی لاو
به کفر ِ ابلیس هم
نمیارزید
هنوز منتظرند
دری بیاید باز شود
که انتظار ِجنابِ
عالی دو صندلی
یک پیشخدمت
در دو
سالن که وقفِ رستوران
است شبیه ِ u
یعنی تو که چون
حسودی بودی
یک کم او
ویک جفت
مو
بلندِ روسی
که پشتِ پذیرش
وقتِ میخواهی نمیپذیرند
آماده اند
زیرشان اگر نکنم دیگر
نمیمیرند
از هتلی که درش کار
میکنم
شبی که دل کندم
کنار ِ لاو چنان لا
آمد
که خانهام افتاده در
خیابانم
خود ِ بیابانم
دری بیاید باز شود
که انحنای لا اِل
لاالهَ الاّ لاو گاو
زن عن شب برو
بیای اوی لب کام
گامی برداشتن
از...برداشتِ بعدی
come
on!
برای من چیزی مهم تر
از برای من نیست
دری درست کنید!
که در دردِ دیگری
بازی کند
زن زیر ِ تیغی
که یک گلو را صدا
میزد
من روی
خارجی
ِچشم آبی
که سینه گم کرد در
من و گورش گم شد
با عجب چیزی برو
بیا در چه چیزتمیزی
داریم
دخالتی در داخل به
جان ِ این سیه روی
کون گلابی
نداریم
پس به قول ِفروغ ِ:
تا کسی
بیاید که مثل ِهیچکس
نیست
کمی زود باشید
لطفا کُس ِ
بعدی!
پانوشت:
۱-
عجبا برخی چقدر کُس
خُل اند! دوسه مصرعی
را که من اینجا قلط
خواندهام، کدکنی ِ
کّله
خر
در کتابِ تخمیش
منسوب به مولوی میخواند!!!