نقطه. بینقطه
این سطر مضطرب است که
چرا تمام نمیشود؟
رزا جمالی
با دلشوره از چفت شدن
بندهای این سطر
ناتمام دلتنگم
چطور بیاویزم به حروف
آخرش؟
مجموعهای از تناسبات
ِ گوشم، اداتِ
ناآشنای این کلمات،
بر موربی از خواهشی،
کلید
کردهام، سفت؛
لنگ میزند بی علامتی
در آخر؛
از دلشورهی چفت شدن؛
دلشورهی چفت شدن؛
دلشوره؛
به دلنگرانی مریضم
قسم بخور، من مادرِ
کلماتم را از دست
دادهام و شعری
یتیمم!
بی نقطه به دلسوزی تو
احتیاج دارم
با نقطه تمام میشوم
و دلم میگیرد از
تمام شدنم!