نامه‌ی شهریار کاتبان به مجله‌ی شعر

 

 

سردبیر محترم مجله شعر

جناب آقای پرهام شهرجردی

 

«فردا خودش می‌داند» که ازسلام و اسلام  وعرب لااقل در پرشیای بزرگ چیزی نمی‌ماند مگر خاطره‌ای شوم، پس بایگانی ِذهن وزبان ِسالوس را مهروموم کرده به اصل ِمطلب می‌پردازم!

 

سالهاست که می‌نویسندم! گرچه با دو کلمه‌ی شهریار و کاتبان در صفحات و سر ِزبان‌ها زندگی می‌کردم اما از وقتی که شهریار کاتبان پا به عرصه نهاد و دانای کل دم ِمیترائی ِخود را دراین دوکلمه‌ی تنها نشسته دمید و جفت وجورشان کرد، من آمدم که بمانم در این وانفسای قحط الرجال!

همآوردی هم نمی‌بینم تا اهورا نامی در قالبِ اهریمن، من من کنان بر اریکه‌ی نویسش نشسته جانشین ِمن شده درهپَروتی که می‌لومباند قلم بدواند.

حدودِ سال 7770 میترائی بود که رُمان ِهرمافرودیت را در 70 بخش به انجام رساندم واین شاید همه‌ی رسالتی بود که در قبال ِخیروشرپراکنی ِ مانی ِثانی به عهده داشتم!

البته ناگفته نماند ازهمان سنه‌ی 58 شمسی که زنانی نستوه درخیابانهای تهران راه پیمودند و شعارسردادند «ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم» این رُمان برذهن وزبان ِ زنان ِپارسی نازل شد ونیازی نبود که آن را در مجله‌ی شما به انتشار بسپارم. اما چه کنم که تحریکِ مقاله‌ای  با نام « فردا خودش می‌داند» که شما درآن  طی ّ ِقلم داشتید، نگذاشت کماکان سکوت را عزیز داشته مثل ِهمیشه دست بدارم ازحضور در میادین ِشهرت!

 

دوستِ نادیده‌ام!

شما که درپاریس درجه‌ی شعر و شعور ِ مدرن اخذ کرده‌اید دیگر چرا!؟

غلط که نکردم اگراعتماد کرده این رُمان را دراختیارتان گذاشتم تا ناشرش باقی بمانید! این چه ظلمی‌ست که به یک کاتبِ گوشه گیر و گوشه نشین روا داشته اید!؟

شما یا دست‌هایی پنهان درمجله‌ی شعرموخره‌ای را به هرمافرودیتِ 2 افزوده اذعان داشته‌اید که شهریارکاتبان ازرُمان‌ِهرمافرودیت اخراج شده وقرار است ادامه‌ی آن را اهورا اهریمن که نامش در قوطی ِهیچ عطاری موجود نبوده و نیست، نویسش کند.

متاسفانه شما یا همکارانتان با اخذِ کمک ازوسایل ِجاسوسی به یک مشاجره‌ی کوچک که بین ِمن ودانای کل و البته سرکار ِ ضعیفه شهلی واقع شده بود چنان میدان داده‌اید که آدم می‌ماند انگشت به اون ازاینهمه استعدادِ شایع‌پراکنی‌ی ژورنالیسم!

خلاصه همراه ِاین نامه نوارِ آن مشاجره را هم می‌فرستم تا جهتِ شنیدِ آن دسته از مخاطبان که جویای حقیقت‌اند برسایت گذاشته نگذارید حق ِمشروعی پایمال شود.

راستی به عبدالرضایی هم که با ایمیل واینهمه تماس کلافه‌ام کرده بگویید دیگر التماس نکند تنها در صورتی به پرسشهاش پاسخ داده با او به گفتگو می‌نشینم که متن ِ مصاجبه را فقط در مجله‌ی شعر منتشر کرده آن را با بهای گزاف به مطبوعاتِ اجنبی نفروشد.

بهتر است درپایان هشدار دهم که اگر مجله‌ی شعر،  این نامه را با نواری که ضمیمه‌اش کرده‌ام منتشر نکند این هر دو را در تمام سایت‌های خبری و ادبی انتشار داده ازهیچ اقدام قانونی علیه شما نیز حذر نخواهم کرد.

 

 

                شهریار کاتبان

               باحار7007میترائی

 

 

 قابل ِتوجه آقای شهریارکاتبان

بزودی متن ِ مشاجره‌ی مذکور یا همان هرمافرودیتِ 3 در همین صفحه منتشر خواهد شد

                                                              مجله‌ی شعر

  

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.