www.poetrymag.info
بر پيشخوان جنگل
ضیا موحد
با الهامي
از پل سلان
مي
بافند و مي بافند
شب مي بافند و روز مي بافند
زنجير سبز خود را
بر پيشخوان جنگل
پيمانه هاي سرشار اينانند
پيمانه ها كه ما را مي نوشند
مي خوانند و مي خوانند
شب مي خوانند و روز مي خوانند
انبوه سبز ناپيدا
و من
در حسرت هميشه ي يك جام
يك جام سرخ با خيام
|