بخش ِاول ِاعترافات ِ یک همشهری ِ وظیفه‌شناس در مورد ِآزار ِ جنسی ِ یک خیابان، به‌نام ِ آزادی:

سروش سمیعی

 

 

مـــا،

از بین ِ پاهای برهنگی       خیابانی کشیدیم

به آزادی،

ــ آزادی  در بست ...

در

هر دری را که باز کنی در ِ دیگری پشت ِ در است.

دیگـــر،

ما پُر از خیابان‌ایم

در چشمان ِ کبوترانی که دیگر تمام ِ کلاغ های جهان را بلعیده‌اند.

 

اون،

روی پستانهای معترض ِ فرشته‌ها دراز می‌کشه

با تارهای عنکبوتی که دور ِ آلتش تنیدیم ...

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.