Orgasme
رضا شنطیا

و من چقدر بیش از
اندازهات نبودم
و نبودم تا برای
اندازهات اندام
بگیرم!
دستهای مرا میکشیدی
که برایت عروسک بگیرم
حالا اگر آرزو کنی
من میتوانم از پشتِ
این ابرها برایت
بیاندازم
بی اندازه؟
بیانداز!
و از / اینکه دخترم،
دختر خوبم، لباس
مناسب ندارد، خجالت
نکشم؛
حالا / برای اطمینان
هم که شده اطمینان کن
دستهای مرا بگير و
بلندم کن که
میآیم
می آی ام
من هستم
(مقاومت کن!
فقط یه کمه دیگه
مونده)