پدرخوانده

رضا شنطیا

 

 

 

برای شنیدن موسیقی‌ی متن، ضبط صوت را روشن کنید

 

 

 

عاشق دختری که یواشکی زیبا بود

و ناخن‌هایش را مثل چی می‌جوید

وقتی که دوست داشـتنش آغوش می‌خواست.

 

 دست‌های من گردنش را دور می‌زند / می‌خواهد از ممنوع او عبور کند / جلویش را می‌گیرند!

- مدارک لطفا"

 

به جمله‌های من دستبند می‌زنند

به ارتکاب فعل‌های حرام متّهمند

و ردیف اوّل این

این دُختر           

از آن جمله است؛           

او را در فعل‌های انجام شده سقط کرده‌ام

و هرچه کردم انگشت‌هایم به او مبتلا نشد         نشود

  

*

 

من پدر خوبی برای شعرهایم نبوده‌ام

لااقل بروم برای دخترم مادر خوبی پیدا بکنم

 

- مردی که از کنار شب به سمت آهسته می‌رفت: همسرم

شعری که در کوچه‌های جمعه جملگی می‌کرد: دخترم

و آخر اینکه خودم:

   عاشق جمله‌های لاقیدم               

               و از دختری که در فارسی همیشه مفعول است، بیزارم

با این‌همه شاعرم

               و هرچه کردم انگشت‌هایم به او مبتلا نشود         نشد!   

 

                                                               

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.