« از باره‌ی شين‌نما »

حمید شریف‌نیا

 

 

 

       شينما ژانر آنار شيسمي متن را در اتفاق اول به شكلي طنزآميز به بازي مي گيرد وبراي رسيدن به اين اتفاق از هر كوششي سود مي جويد تا مؤلفه زباني را در لحظه اي ديالكتيكي بيافريند . عبدالرضايي در روايت اين كتاب به بارت وانديشه ي روايي اش نزديك مي شود ودر كنشي متقابل در دستور زبان- روايت محورهاي مجازي را ميشكند وآميزه اي از نگاهها را بكار مي گيرد. به گونه اي كه ذهن بينا متني(inTerTexTual ) جاري اش را در هر موقعيتي به كار مي گيرد. حتي اگر به قيمت به هم ريختن سازه هاي ذهني مخاطب باشد. تا بنا تازه را شكل دهد. در حقيقت در اين كتاب مخاطب جاي ويژه اي رابراي خودش به طور پنهاني باز مي كند وتا« رونوشت واقعيت» بيروني پيش مي رود. حتي درلحظه اي با گونه اي تضاد روبرو مي شود وچاره اي جز قرباني كردن سويه هاي معنايي كلام ندارد.

- اين را از قسد كمي اشتباه نوشته ايم»   ص3

عبدالرضايي به طرزماهرانه اي مخاطب فعال رابا «بند ناف خودش»به بازي مي گيرد ودر تقابل هاي جانشيني« شعر تصوير»به سمت يك پراتيك زباني تازه مي رود كه زبان ليوتاري را برخلاف زبان

ويتگنشتاين به كار مي گيرد. در كنش هاي سطرها وصفحه ها به شگردهاي شاعرانه ي كلامي برمي خوريم . كه باز هم به سمت به هم ريختن گويه هاي كلامي- ديداري پيش مي رود ونقبي به زبان دستمالي شده مي زند.

« تو را براي دربدري از رحم در آوردند.

پشت فكرهاي موبلندَت كسي نبود

هقيقت دروق بود» ص6

ويا:

«آن سالها روي هم رفته هفتاد ساله بوديم

حالا اُ فتاد سال داريم»ص24

ويا:

« من بچة دهاتم               جنبه ندارم

بوسم كني سرخ مي شوم»  ص64

اهميت زبان در كتاب شينما در برخوردهاي سابژه اي كلام مبادرت مي ورزد واز جايگشتي زبان محورهاي ديداري را فراهم مي آورد به طوري كه ذهن منظم وكاربردي بيان رابه سخره مي گيرد وتن پوش ژانرهاي اجتماع سرخورده را به تن مي كند و اين گونه است كه پراكسيس زباني عبدالرضايي در شينما به شكلي كاملاً موازي با متن بهم ريخته پيش مي رود وحركت به سمت چيزي خارج زبان(از ديدگاه ليوتار) مي انجامد. اين استقلال كلامي در متن به شكل مرموزي پنهان داشته است.

« دور خودم كه نمي دونم                 كجاست؟ ميگردم . . .   

از هر نه اي انواعي دارم

يك ديگرم »ص10

ويا:

« ديشب كي، يك دست سفيد، از بهشت زهرا برگشت

باغچه را زير لگد گرفت:

تو مي خواستي نخ بادكنك مرا پاره كني؟»ص14.

عبدالرضايي در ژانر مؤثر خودش به ويرانگري رمزگان استوار بر شعر دست درازي مي كند  وبه شكلي زيبا  با پاسخهاي معنا شناسيك همراه مي شود وبه گوهر كاركردي انديشه نيچه وار پاسخي پرسؤال مي دهد. يعني در بخشي از سنتز حضور مخاطب را ايجاد مي كند وپيوسته به سمت شكستن رمزگان انديشه اي پيش مي رود . شايد بخشي از كتاب را در ذهن ابژه اي مخاطب ( يا ذهن سابژه اي مخاطب ) نوشته است!!! وسؤال مطرح مي شود: « مخاطب چه چيز مي آفريند؟ نه چگونه مي آفريند».  وتا جايي پيش مي رود كه پاسخ عكسها در صفحه هاي جلوتر يا عقب تر آمده است.« شناسنامه ها چرا شماره مسلسل دارند؟» ص14

« زيرا براي گريه ماهي ها سفر به سطح آب مي كنند؟»ص15

اين انحرافها به طرز زيبايي معناي همنشيني تقابل ها را در تصاوير گنجانده است وبه سمت كنشهاي استوار استعاري پيش مي رود. انحرافهايي كه از دِفرم نشأت ميگيرند وگرايش به سمت همجواري تصوير- كلام در پرسشهاي ذهني عبدالرضايي دارند وبا مجاز مرسل( امكان تركيبي زبان) زبان اسكينروفرينك( در جاهايي) شينما را در قياس  با نشانه هاي غير زباني شكل مي دهد.

« پنجره ها هميشه مي خندند

تفنگ، اسباب بازي خوبي نيست.

آتش! براي چي؟

بچه ها را معتاد نكنيد

تو اين صحرا

آيا فقط تراكتور چرا مي كند؟

گاوها پوزه درLove برده اند»ص28          ص29+عكس

ويا:

« چقدربدهكار است آسماني كه برف را هرسه ساله پرداخت مي كند؟»ص35

ويا:

« خنده ها را چرا پاك مي كنيد» ص41+عكس

شينما در كارناوالي پيچيده شده است كه تماميت رفتارها ومنش هاي رسمي واستوار در اجتماع را به سخره بگيرد و در اين واقعيت به سمت عكس ها مردمي وگم شده اي پيش مي رود كه رويكردهاي  بالقوه انساني دارد. مثل عكس ص60

 ودر جايي با هدف تأثير گذاري بر مخاطب اجرا مي شود وآنابول شكلي بياني به خود مي گيرد تا از متن به سخن برسد ومدلولهاي شينما به صورت پراكنده در حالت ابژه اي ويا سابژه اي قرار بگيرد. وجه مميز ژانري اين كتاب حركت زمانمند در حادثه هاي كارناوالي دارد.

« از بارة شين نما » در حقيقت به صورت اجمالي به بعضي عناصر تيپيك « شينما» مي پردازد ولي تفصيل اين نكته تنها وتنها خودِ« شينماي علي عبدالرضايي وافشين شاهرودي» است.

 

                                                                                                       مرداد ماه 1381

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.