این صفحه را با ایمیل ارسال کنید         چاپ  
 

   www.poetrymag.info

 
  تو بايد بيايی

       رسول يونان   

 

 

 

 

تو با كشتي فيتز كارالدو خواهي آمد

از دور دست آوازهاي بومي
تو با اسب زورو
از ميان نور و موزيك
و حتماً در وراي شنل بلندت
آفتابي نهان كرده اي;
شايدهم از كوپه اي درجه سه پياده شوي
تا هيچ فرقي نداشته باشي
با زنان فقير كارگر
كه از پنبه زاران بر مي گردند
براي آمدنت داستان ها ساخته ايم.