این صفحه را با ایمیل ارسال کنید         چاپ  
 

   www.poetrymag.info

 

کمی بعد

بهزاد زرین پور

 

 

 

 

 

 

 

ما فقط زیر یک سقف نمی خوابیم

وگرنه این جا هیچ فرقی با سربازخانه ندارد

با کفش و کمربند بسته به خواب می رویم

خروسخوان با تمام تجهیزات

خودمان را به میدان می رسانیم

و تمام روز تمرین ِ صف آرایی مقابل دشمنی می کنیم

که لحظه به لحظه جایش را با ما عوض می کند:

اتوبوسی که دور از انتظار می گذرد

بلیط های در هم ریخته و خرسند

و راننده یی که تمام درها به روی تو می بندد

کمی بعد :

ایستگاه های زیادی

انتظارهای بی جا

و جمعیتی که اجازه‌ی سبز شدن به چراغ نمی دهد

 

و همین طور جا به جا می شویم

تا روز ما را به پایان برساند

آن وقت دست به دیوار می زنیم و بر می گردیم

هر که زودتر به خانه رسید

تنها ساعتش را کمی جلوتر از بقیه کوک می کند.