www.poetrymag.info
ترانهی 8 ميلی
متری
ياشار احد صارمی
برای محمد مختاری و محمد جعفر پوينده
دل قرقاول كرده بودی آن روز چگونه
انگار حاجی ها بو برده بودند كه مي خواهی وسط شهر كت و شلوارت را بِكَنی همه لك
لك ها را برشان گردانی
قدِ تا شده ات را باز كنی
كلی راه و چاه سازی تا دستور را راضی كنی زبان را يله بفرستی كنار دوستانش به
بازی ...
حواست نبود اين كفش هايی كه يكی سرخ يكي آبي پا كرده بودی چوب های سنگ شده را
له له كنان از پشتت چگونه ..!
آن روز خوشمزه ترين قاچ ماه بودی كه سرت مي درخشيد
نمي توانستی صبر كنی فارسي ظريف بود دل در دلش نبود چگونه !
ولي شهر كه خيلی پيش از تو هم همان شهر بود به كوچه های علی چپش قول كباب
قرقاول داده بود !
|