این صفحه را با ایمیل ارسال کنید         چاپ  
 

   www.poetrymag.info

خود زندگی گویی علی باباچاهی

 

 ابانماه 1321درخانواده كه انسان‌‏هایی بسیار ساده بودند در كنگان متولد شد, در آن زمان تمام خرج مخارج خانواده‌اش از نخل‌‏هایی كه در تنگستان داشتند تامین مي‌‏شد, او آخرین فرزند خانواده بود و دو برادر بزرگتر از خود داشت, 7 ساله بود كه به منطقه‌‏ی در جفره رفتند و او درمدرسه فروغی ثبت نام كرد.

آنچه مي‌‏خوانید حاصل گفت‌‏وگوی مریم آموسی ـ خبرنگار ادبی یلنا‌‏ـ با علی بابا چاهی به بهانه بیش از چهار دهه فعالیت ین شاعر است:
دوران ابتدایی خیلی زود با خاطراتش سپری شد و پا به دبستان ودبیرستان گذاشتم و در دبیرستان پهلوی بود كه با شعر آشنا شدم. در دبیرستان دبیری داشتیم به نام"محمدرضا نعمتی" كه ایشان دوست و یار صمیمی منوچهر آتشی بود. بعدها در دوره‌‏یی كه مجموعه شعرم منتشر شد، شعری هم به ایشان تقدیم كردم. حضور آتشی در ین دوره بری من میه دلگرمی و تشویق بود, اما نقش اساسی را در بدبختی من كه همان شاعر شدنم بود را محمدرضا نعمتی بازی كرد.
اولین آشنایی من و نعمتی به ین شكل بود كه در گوشه‌‏ی از حیاط ایستاده بودم و داشتم،یكی از مجلاتی كه در آن زمان چاپ مي‌‏شد را ورق مي‌‏زدم كه نعمتی به سراغ آمد گفت: چه مي‌‏كنی؟ وقتی علاقه من رابه شعردید از فردای آن روز برایم كتاب شعر آورد و اولین كتابی كه به دستم رسید"جزیره","محمد زهری"بود.
به دلیل ین كه دبیرستان پهلوی تنها تامقطع اول دبیرستان داشت, بری ادامه تحصیل به دبیرستان سعادت رفتم, این دبیرستان در خود شهر بوشهر قرار داشت و منوچهر آتشی, محمد رضا نعمتی كه در این مدارس درس مي‌‏دادند, خود شاگردان این دبیرستان بودند. البته این اتفاق سال‌‏هی بعد بری خود من هم مي‌‏افتد و من هم در دوره ا‌‏ی در ین دبیرستان مشغول به تدریس مي‌‏شوم. دراینجا بود كه كار ژورنالیستی را شروع كردیم و با تنی چند از دوستانم نشریه‌‏ی به نام "گلبرگ" را زیر نظر محمد رضا نعمتی و آتشی منتشر مي‌‏كردیم.
در این دوران من سخت تحت تاثیر "كارو" شاعر رمانتیكی بودم كه عكسش در بسیاری از مجلات منتشر مي‌‏شد. شعرهای او بیشتر رمانتیك بود و جنبه‌‏هایی از مسائل سیاسی نیز در آن به چشم می ‌‏خورد. من دراین سال‌‏ها كه تازه دست به قلم برده بودم خیلی علاقمند بودم به شیوه او بنویسیم. اولین شعرم را در دورانی كه دبیرستان پهلوی بودیم نوشتم، این شعر را كه نامش باران نام داشت به منوچهر آتشی دادم تا آن را بخواند، البته او قبلا با داستان‌‏هایی كه برای درس انشاء نوشته بودم آشنا شده بود،تشویقم كرد و گفت‌‏: شعرت خوب است اما تو 5 سال دیگر شاعر خوبی مي‌‏شوی.این حرف برایم بسیار گران تمام شد، به سراغ نعمتی رفتم اما به من گفت‌‏ شعرهای تو همین حالا از شعرهی" كارو" و" شهریار" هم بهتر است فكرش را نكن.
پس از پایان دوران دبیرستان تصمیم گرفتیم كه وارد دانشگاه شوم. در دوران كودكی علاقه زیادی به پزشكی داشتم ولی به خاطر علاقه ا‌‏ی كه به شعر پیدا كرده بودم، دركنكور در رشته زبان وادبیات فارسی شركت كردم و در دانشگاه شیراز قبول شدم, در آن روزها من بسیار خجالتی بودم. اما در همان اولین روزهای دانشگاه سعی كردم كه خودی نشان بدهم. در یكی از همین كلاس‌‏ها, به پیشنهاد خودم درباره یكی از مباحث درس كنفرانس دادم و با حافظه قوی كه داشتم و كمی خودنمایی جوانانه، متن سخنرانی را به همراه نمي‌‏آوردم به همین خاطر در بین بچه‌‏ها از محبوبیت خوبی برخوردار شدم و تا پایان دانشگاه این روال را ادامه داشت.

اولین شعرهایم را با نام مستعار"ع فریاد" منتشر مي‌‏كردم. اولین شعرهایم را در سال‌‏های پایانی دبیرستان در نشریات تهران منتشر مي‌‏كردم. با ینكه علاقه زیادی به چاپ شعرهیم داشتم, آنها را با نام مستعار "ع فریاد منتشر مي‌‏كردم. اما در دوران دانشگاه در فاصله سال 41-1340 شعرهایم در مجله فردوسی كه یكی از معتبرترین نشریات ادبی آن روز بود،منتشر مي‌‏شد.
آشنایی من با نیما بیشتر از طریق شاعران دیگر بود, فكر مي‌‏كنم در دوران دانشگاه با شعرهای نیما آشنا شدم ولی در آن روزها بیشتر توجه‌‏ام به شاعرانی نظیر فریدون توللي‌‏, نادرپور بود كه بعدها به خاطر علاقه‌‏ام به فریدون توللی درباره شعرزندگی او كتابی نیز منتشر كردم. فریدون توللی كسی بود كه مرا با نیما پیوند داد، ولی اي‌‏كاش من به طور مستقیم با نیما آشنا مي‌‏شدم.
من در آن دوران احتمالا از بعضی شاعران تاثیر پذیرفته بودم. اما همیشه روی پای خودم ایستادم و زیر چتر حمایت هیچ شاعری نرفتم. البته در دوره ا‌‏ی به شدت تحت تاثیر فروغ بودم و 14 شعر نیز با تغییر (جنسیت زبانی !)سروده بودم كه خوشبختانه روزی به خود آمدم و آنها را پاره كردم. همچنین در شعرهای آغازینم به شدت تحت تاثیر حافظ بودم, ولی با ین همه هرگز زیر چتر حمایت هیچ شاعری نرفتم.
اولین مجموعه شعرم را در سال 1346 با عنوان"دربی تكیه گاهی"منتشر كردم؛ مجموعه اول و دوم را از آن زمان با هزینه شخصی در یكی از چاپخانه تهران منتشر كردم. اما با ین كه با محافل ادبی تهران چندان آشنایی نداشتم، به دلیل آنكه شعرهیم را قبلا در نشریات مختلف چاپ كردم بودم، بعد از اینكه مجموعه شعرم منتشر شد خیلی زود در محافل آن روز نامم مطرح شد .البته لازم مي‌‏دانم خاطره‌‏ ای از یك دوست دراینجا بگویم. اولین مجموعه شعرم كه منتشر شد، روزی داشتم از جلوی كتاب فروشی و انتشارات نیك مي‌‏گذشتم, دیدم كه كتاب شعر من پشت ویترین ین كتاب فروشی است در همان لحظه ناگهان چشم به غلامحسین ساعدی افتاد. اما او راتا به آن روز ندیده بودم, ولی عكسش را درمطبوعات دیده بودم ،او گفت كه كتاب‌‏های مرا او به انتشارات آورده و ساعدی آن روز كلی از شعرهایم تعریف كرد.

وی در ادامه افزود: شعرهای ین مجموعه را حالا پس از ین همه سال باز هم دوست دارم, چرا كه این شعرها هم خاطرات جواني‌‏ام را برایم تداعی مي‌‏كنندو هم بری اولین بار مرا به جامعه ادبی معرفی كردند و از انتشار آنها به هیچ وجه پشیمان نیستم. جالب این جاست كه بسیاری از ین شعرها را بارها و بارها از زبان مردم مي‌‏شنوم و باعث دل‌‏گرمیم مي‌‏شود. با انتشار این مجموعه‌‏ها بود كه پی من هم به محافل ادبی آن كه روز بیشتر در" كافه نادری"و" كافه فیروز" برپا بود باز شد. البته بیشتر اوقات در دفتر مجله فردوسی دور هم جمع مي‌‏شدیم.
در سال 1348 در شب شعرخوشه كه در تهران با مشخص‌‏ترین چهره آن روزگاربرگزار مي‌‏شد شركت كردم و شعر خوانی داشتم. در همین سال‌‏ها مجموعه شعر دوم را با نام" جهان و روشنایي‌‏های غمناك" در سال 1349 منتشر كردم و بعد ازآن مجموعه شعر" از نسل آفتاب" را در سال 1352 بری اولین بار در انتشارات رز و بدون این كه هزینه انتشار كتاب‌‏ام را پرداخت كنم منتشركردم.
‌‏در سال 1356 بری اولین بار گزیده شعرهایم را با نام" صدی شن" در انتشارات ابن سینا منتشر كردم. این گزیده بسیار زود هنگام بود چرا كه من باید در آن روزها بیشتر به دنبال سرودن شعر مي‌‏بودم تا انتخاب گزیده اشعارم. همزمان با انتشار گزیده شعرهایم دو منظومه به نام‌‏های "چه كسی در قفس را باز كرد"و" سوغات بهار"را در انتشارات ابن سینا منتشر كردم و این شعرها در واقع بازتاب فضای سیاسی آن روزها بود. چرا كه آن روزها نمي‌‏شد خیلی حرف‌‏ها را به همین راحتی بیان كرد. این منظومه‌‏ها با زبانی نمادین ین فرصت را به من دادند كه بعضی حرف ها را بزنم. البته در سال‌‏های بعد مجموعه به نام"من یه درخت سبزم "را نیز سرودم كه هنوز منتشر نشده‌‏است. سال‌‏های پیش از انقلاب شعر كودك به صورت یك اپیدمی فراگیر شده بود و شاید من هم مي‌‏خواستم از ین قافله عقب نمانم كه به سراغ این شعر رفتم و بعد خیلی زود از این فضا بیرون آمدم چرا كه ماندن در ین فضا بریم خطرناك بود.

در سال 1360 مجموعه به نام" از خاكمان آفتاب بر مي آ‌‏ید" را منتشر كردم كه شعرهای این مجموعه ازنظر خودم به دلیل وجه سیاسی، اطلاع رسانی و از جنبه زیبا شناختی ارزش چندانی ندارد.
در فاصله سال‌‏هی 67 -1360 به دلیل فضای سیاسی، مشكلات ناشی از جنگ و در به دری شغلی هیچ مجموعه‌‏ای منتشر نكردم. در سال 1362 پس از 20 سال تدریس و بازنشستگی به تهران آمدم تا كار پیدا كنم وهمه این عوامل دست‌‏به‌‏دست هم دادند تا من در عرصه شعر كم كار باشم.
درسال 1368 یك مجموعه تحقیقی به نام" شروه‌‏‌‏سرایی در جنوب یران" منتشر كردم كه یك كار تحقیقی تالیفی بود, چون تا آن زمان كار تخصصی روی شروه و شروه‌‏خوانی صورت نگرفته بود, این كتاب بازتاب خوبی داشت و در واقع یكی از كتاب‌‏های مرجع نیز برای ین گونه شعرها به شمار مي‌‏رود. همچنین در سال 73 یك كار تحقیقی تالیفی درباره شعرهای منوچهر شیبانی منتشر كردم، شیبانی تازه در آن سال‌‏ها فوت كرده بود و به دلیل ین كه او اولین كسی بود كه بعد از نیما مجموعه شعر نو را در یران منتشر كرد, دوست داشتم كه دین خود را نسبت به او ادا كنم.
در سال1375 مجموعه شعر "نم نم بارانم " رامنتشر كردم, البته باید قبل از ین مجموعه شعر "منزل‌‏های دریا  بي‌‏نشان است" منتشر مي‌‏شد كه به دلیل تاخیر ناشر ین كتاب دیرتر منتشر شد. باید بگویم كه در "منزل‌‏های دریا بی نشان است" و به گونه ا‌‏ی با نوعی جهش شعری روبرو هستیم. رابطه این شعرها به گونه‌‏ای با شعرهای مجموعه قبلی به طور كلی قطع مي‌‏شود و اگر پیوندی هم باشد بسیار باریك و نهفته است. در این شعرها نوع دیگری از زبان را تجربه كردم و شعرهی" نم نم بارانم"به موازات( نه انطباق) مطالعاتی بود كه در خصوص گزاره داشتم . با انتشاراین مجموعه باید بگویم كه در جهان بینی من تغییراتی بوجود آمده بود. انتشار این كتاب بازتاب فراوانی به همراه داشت و 50 نقد در خصوص آن نوشته شد.
وی در ادامه افزود: در سال 1368 جلد اول گزاره‌‏های منفرد و در سال 1380 جلد دوم كه مجموعا در 3 كتاب انتشار یافت را روانه بازار كتاب كردم. این كتاب در واقع بررسی انتقادی شعر مستقل امروزاست و درآن تمام جریان‌‏های شعری را تا سال‌‏های بعد از انقلاب آمده بود مورد بررسی قرار دادم. ین كتاب اولین اثری است كه به شعرهای بعد از انقلاب پرداخته‌‏است.
این كتاب بازتاب خوبی در مطبوعات داشت اما بیشتر به جای ینكه بر ین كتاب نقدی نوشته شود، با خودم گفت‌‏وگوهایی درباره ین كتاب صورت گرفت كه در نشریات مختلف منتشر شد. همچنین در سال 1381 كتاب سه دهه شاعران حرفه‌‏ای را منتشر كردم, با ین توضیح كه در ین كتاب مي‌‏خواستم حضور شاعران فعال در نسل‌‏های مختلف را به نمایش بگذارم.
در سال‌‏هی 1379 مجموعه شعر" عقل عذابم مي‌‏دهد "و پس از آن" قیافه‌‏ام كه خیلی مشكوك است "را منتشر كردم كه در واقع شعرهای ین مجموعه‌‏ها تكمیل كننده شعرهای" نم نم بارانم "بود و در فضای همان شعرها شكل گرفته بود. البته در شعرهای" مجموعه رفته بودم به صید نهنگ" كه همین اواخر منتشر شد در شعر من حركت جدیدی بوجود آمده‌‏است. در هر پیچ سعی كردم تجربه‌‏های جدید خود را به ثبت برسانم.
فضای جن زده و وهم آلود جنوب در شعرهی من تاثیر زیادی گذاشته است. در سرزمین جنوب به دلیل سادگی مردم و نوع زندگی كه در آن روز در بوشهر بود جن, جن زدگی و دنیای وهمی ناشی از همین موضوع حاكم بود و از صحبت در خصوص جن برای ایجاد ترس استفاده مي‌‏كردند. در شعرهای من ترس و موضوعات رعب انگیز سایه افكنده‌‏است. مخصوصا این تاثیر در شعرهی مجموعه "منزل‌‏های دریا بی نشان است" به خوبی احساس مي‌‏شود.
در حال حاضر كتاب‌‏های"عاشقانه‌‏ترین‌‏ها" در نشر ثالث، گزینش وبررسی شعر عاشقانه معاصر، گزیده اشعارم وگزیده اشعار منوچهر نیستانی را در نشر مروارید وكتاب" بیرون پریدن از صف مردگان" را كه در بر گیرنده مجموعه مقالات وگفتگوهای من در نشریات مختلف است كه توسط مازیار نیستانی جمع آوری شده‌‏است كه در انتشارات آفتاب كرمان در دست انتشار دارم.

 

 

 

 

 

ابوالفضل پاشا : باباچاهي در هر دوره‌‏اي تحت تاثير روند وفرم دوره خود بوده‌‏است

 

 

شعرهاي علي بابا چاهي بيشتر در رده شعرهاي فريدون مشيري و فريدون توللي قرار مي‌‏گيرد, او جايي در ادبيات جدي ندارد.
ابوالفضل پاشا در گفت‌‏وگو با خبرنگار ادبي ايلنا, گفت: باباچاهي با پيش از سه دهه شاعري, بيشتر تاثير پذير بوده‌‏است تا تاثيرگذار. اگر به شعرهاي نخستين او در" بي‌‏تكيه‌‏گاهي" و" آواي دريا مردان" نگاه كنيم متوجه مي‌‏شويم كه او در هر دوره‌‏اي تحت تاثير روند وفرم دوره خود بوده‌‏است.
وي در ادامه تصريح كرد: در شعرهاي باباچاهي نوآوري آن چناني ديده نمي‌‏شود و به شكل مختلف او از ديگران تاثير پذيرفته‌‏است و به گونه‌‏اي ديگر اين تاثيرات را بيان كرده‌‏است. البته اين مطالب براي نفي شعرهاي موفق او نيست.
شاعر مجموعه" از همان ديروز" در ادامه با بيان اين مطلب كه بيشتر شعرهاي باباچاهي تكرار شعرهاي خودش و ديگران است, گفت: اگر به شعرهاي" منزل‌‏هاي دريا بي‌‏نشان‌‏است"، نگاه كنيم متوجه مي‌‏شويم كه در اين مجموعه او به شدت تحت تاثير شعرهاي من بوده‌‏است.
وي در ادامه گفت: شعر باباچاهي در دهه 70 رشد رو به جلويي داشته‌‏است، اما او در اين شعرها متاثر از 3 مجموعه شعر برگزيده دهه 70 "از همان ديروز "،سروده خودم،"تنها آدم‌‏هاي آهني در باران زنگ مي زنند"، سروده علي عبدالرضايي و"در بهترين انتظار"،سروده مهرداد فلاح بوده‌‏است. او زماني كه اين مجموعه شعرها چاپ شد هنوز درگير مفاهيم تكراري خودش بود.
پاشا در ادامه افزود: باباچاهي در دوره‌‏اي كه درصفحه شعر آدينه مشغول بود به معرفي شاعران جوان پرداخت كه دراين ميان به شاعراني برمي‌‏خوريم كه شعرشان براي خود بابا چاهي هم مورد قبول نبود. اما جالب اين‌‏جا است كه او در مجموعه" شعر نم نم بارانم "توانست تحت تاثير اين مجموعه‌‏ها شعرهاي موفقي ارايه دهد.
وي در ادامه افزود: باباچاهي هميشه درصدد اين است خلاف اين موضوع را ثابت كند، ولي اگر به اسناد و مداركي كه وجود دارد نگاه كنيم متوجه مي‌‏شويم او تحت تاثير اين مجموعه‌‏ها بوده‌‏است.
پاشا در ادامه افزود: باباچاهي در تمام دوره‌‏هاي شعري كه پشت سرگذاشته‌‏است هيچ گاه تاثير گذار اوليه نبوده‌‏است. البته او در دهه 70 شعرهاي موفقي نيز دركارنامه‌‏اش به ثبت رسانده‌‏. باباچاهي هميشه بر شعر شاعران ايراداتي نظير مغايرت معنا با ساختمان شعر و فقدان انديشه در شعر وارد مي كرد، ولي جالب اينجاست كه اين موارد بيشتر در شعرهاي او به چشم مي‌‏خورد تا شاعراني از نسل ما.
وي در ادامه با مقايسه شعرهاي براهني, باباچاهي و رويايي گفت: براهني تئوريسن بزرگي است او در حوزه تئوري‌‏هاي ادبي حرف‌‏هاي زيادي دارد اما نمي‌‏دانم چرا ادعاي شاعري دارد.
پاشا درپايان يادآور شد: يدالله رويايي در مقايسه با براهني و باباچاهي شاعري مبدع و تاثير گذار است و پس از انتشار مجموعه شعرهاي" لب ريخته‌‏ها "مبدع جريان خاصي در شعر بود كه در جايگاه بالاتري از باباچاهي و براهني قرار مي‌‏گيرد. چرا كه مبدع جريان خاصي در ادبيات است.
 

 

 

 

شمس آقاجانی: بابا چاهی با بيان ايده‌‏های خود به پويايی شعر معاصر كمك كرده‌‏است

 

 

 

باباچاهي همواره شاعري جوان است، چرا كه زمان هنري در آثارش بر زمان طبيعي غلبه مي‌‏كند.
شمس آقاجاني در گفت‌‏وگو با خبرنگار ادبي ايلنا گفت: باباچاهي يكي از شخصيت‌‏هاي جوان شعر معاصر است. باباچاهي نه تنها با جريان شعر معاصر مخالفت نكرد بلكه او با بيان ايده خود بر پويايي شعر معاصر نيز كمك كرده‌‏است. او از معدود شاعراني است كه روح زمانه خويش را درك كرده‌‏است.
شاعر مجموعه"مخاطب اجباري" در ادامه افزود: تاثير گذاري بابا چاهي به اين صورت است كه او هميشه به جريان‌‏هاي تازه شعر توجه نشان مي‌‏دهد و موجب هموار شدن جريان شعر معاصر مي‌‏شود. او شاعري از نسل گذشته‌‏است كه براي رسيدن به جريان تازه‌‏اي از شعر بسياري از موانع را كنار مي‌‏گذارد و با خلاقيتي كه از خود نشان مي‌‏دهد, كاري مي‌‏كند كه براي هميشه در عرصه شعر فعال بماند.
اين منتقد در ادامه با بيان اين نكته كه باباچاهي در دوره‌‏هاي مختلف شعريش هميشه تاثير گذار و تاثير پذير بوده‌‏است, گفت: باباچاهي در دهه هفتاد شعرپسا نيماي را تئوريزه ‌‏كرد, من در يكي نشرياتي كه در دهه 70 منتشر شد اين ادعاها را به خوبي بررسي كرده‌‏ام. از ديدگاه من اشكالاتي به اين تئوري وارد است. او البته در شعرهايش آخرش جريان جديدي را به وجود آورده‌‏است كه هنوز خودش هم تئوري آن را ننوشته‌‏است.
وي در ادامه افزود: شعرهاي باباچاهي ويژگي مشخصي دارد كه مختص به خود اوست. او در شعرهاي با نام"سپيد خواني 1 و 2 "نشان مي‌‏دهد كه اتفاق تازه‌‏اي در شعر او رخ داده، كه تا به امروز بي‌‏سابقه بوده‌‏است.
آقاجاني با اشاره به اينكه باباچاهي برخلاف اغلب شاعران هم عصر خود تلقي سنتي از زبان را كنار مي‌‏گذارد, گفت: او در نيمه دوم دهه هفتاد سعي مي‌‏كند كه زبان را وسيله‌‏اي براي بيان عواطف و احساسات خود قرار دهد كه به مرور در شعرهاي كه مي‌‏سرايد زبان آن را كشف مي‌‏كند.
وي در ادامه گفت: باباچاهي وقتي از پيچ و خم‌‏هاي زبان عبور مي‌‏كند، برايش شرايطي پيش مي‌‏آيد كه برخورد ديگري با زبان داشته باشد و اين به عنوان يكي از وضعيت‌‏هاي پايدار شعر باباچاهي محسوب مي‌‏شود. يكي ديگر از مشخصات اصلي شعر باباچاهي اين است كه بسياري از سطرهاي شعري او به لحاظ كمال نحو ظاهري, ابتر باقي مي‌‏ماند، بنابراين در شعرهاي او با سطرهاي ناتمامي روبرو هستيم كه به جاي مسير راست در مسير انحرافي مي‌‏افتد و با اين تغيير سطرها موضوعات در شعر او قطع و وصل مي‌‏شود.
آقاجاني با تاكيد به اينكه اين قطع و وصل‌‏ها در شعر باباچاهي، فرم خاصي را در شعر او به وجود مي‌‏آورد, گفت: مشكل اساسي شعرهاي باباچاهي اين است كه بعضي از ساخت‌‏هاي شعر او به صورت ناقص در شعرهايش مدام تكرار مي‌‏شوند.
وي در ادامه افزود: اگر براهني, رويايي و باباچاهي را به عنوان شاعر جوان در نظر بگيريم, وضعيت رويايي با دو شاعر ديگر بسيار متفاوت است. رويايي در شعرهايش رواني منسجم و منطقي را حل‌‏كرده‌‏است و بين شعرهاي دهه قبل و شعرهاي حاضراو تفاوت فاحشي احساس نمي‌‏شود.
آقاجاني در ادامه با بيان اين نكته كه وضعيت باباچاهي و براهني با رويايي متفاوت است, گفت: براهني در شعرهاي كه قبل از سال 69 سروده است با شعرهايي كه در دهه 70 سروده است بسيار متفاوت است. البته اين گسست براي شعرهاي باباچاهي نيز در شعرهاي كه قبل از سال 75 و بعد از آن نيز سروده‌‏است، اتفاق مي‌‏افتد. براي بررسي تغيير و تحول در شعر رويارويي بايد از روش ديگري استفاده كرد, چراكه شعرهاي او مسير متفاوتي را مي‌‏طلبند.
وي در ادامه با بيان اين‌‏نكته كه براهني با وسعت و تجربه فراواني كه هم در بخش خلاقه شعر و هم احاطه و مطالعه متون ادبي دارد و با امكاناتي كه براي دسترسي به تحولات تئوريك و خلاقه در سطح جهان دارد و با توجه به خصلت نوجويي‌‏اش هميشه در تاريخ ادبيات ايران چشم انداز تازه‌‏اي را معرفي مي‌‏كند.
آقاجاني در ادامه با بيان اين نكته كه براهني در همه دوره‌‏ها، پويايي خودش را حفظ كرده‌‏است و به همين دليل مي‌‏تواند بر جريات شعر معاصر هم از نظر اثباتي و هم ازنظر وجه سلبي آن تاثير بگذارد, گفت: به نظر باباچاهي تحت تاثير اين شرايط قرار مي‌‏گيرد اما اين هوشياري را دارد كه روش‌‏هاي ديگري را پيشنهاد كند.