فی‎البداهه

علی عبدالرضایی

١۳٧۹

 

 

 

هیچ کس بدون صف به خود نرسید

 

 

دو نفر هنوز دو جاده بود

و راهِ باهم قدم زدن را تمام کردن

بین ِ جوانی ِ ما     دو سه بوسه ردّ و بدل می کرد

به هر طرف    کوچه بی حرف می رفت

و راهِ من بی طرف بود

به هر کجا که می رفتم

فرار همیشه یک در داشت

« وخانه ی ما همه در بود»

هیچ کس بدون ِ صف به خود نرسید

نوبت به دیگری امکان ِ همه کس بود

دو نفر    دو راه نبود

به هر طرف دو سه دختر بود

و راهِ من همیشه همه همهمه!

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.