فی‎البداهه

علی عبدالرضایی

١۳٧۹

 

 

 

هیز

 

 

اگر بخواهی دوباره باز می کنم

 چشم هیزی که در من کار گذاشتی

ندیدن ِ تو مرا عاشق کرد

اگر بخواهی نه در اداره پشت ِ میز،

 در خواب هم می توانی سری به اینجا بزنی

عکسی که از من برداشتی  در قاب جا بزنی

و تا هر وقت دلت خواست نگاهم کنی

می گذارم فقط عاشق ِ خودم باشی

به شرطی که از من نخواهی

 تنها تو را دوست داشته باشم

این !          کتمان نمی کنم

 

این دیگه از من بر نمیاد!

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.