این گربه‌ی عزیز!

علی عبدالرضایی

 ١۳۷۷

 

 

 

فرار

 

 

از قاب ِ عکس قدیمی بیرون می آیم

بر سنگفرش خیابان قدم می گذارم

به آن سوی دیوارهای گلی باز می گردم

تا از کسالتِ مردی که زیرِ سایه ایستاده ست خالی شوم

 

از قابِ عکس قدیمی بیرون می آید

و در خودش فرار می کند

تا چهره ای که در نامه ی لای کتابم جامانده ست

به دیوارهای روبرو برگردد

 

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.