این گربه‌ی عزیز!

علی عبدالرضایی

 ١۳۷۷

 

 

هشدار

 

 

گیرم خدا پشت ِ ابرهای سفید و سیاه       پنهان

ناخدا !      دریا راکه آورده بودی کجا ریختی؟

چراغی که شاید بیاورم

کف ِ دست ِ کدام سیاره بگذارم؟

آدم که شانسی ندارد

فوت می کنم که زمین سردتر شود

دستی که جهان را در مدار ِ دیگر بگذارد  کو!؟

زمستان برف هایش را تمام کرد

زمین را هی دم ِ خورشید قِل ندهید!

زلزله دارد هشدار می دهد به این دهکده

زمین که شانسی ندارد

ما دوباره آدم نمی شویم

 

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.