من در خطرناک زندگی می‌کردم

علی عبدالرضایی

١۳۸۵

چهار راه

 

 

 

 

در حالِ می‌رود -  نمی‌رود

پشتِ چراغی که می‌گذارد نمی‌گذارد

خیابان که می‌گذرد از خیابانی که می‌گذرد خیابان نمی‌گذارد

می‌گذارد که بگذرد از نمی‌گذارد

 

در همان میدان که با میدان به میدان می‌رسد

نمی‌داند نمی‌رسد

 

می‌گذرد

می‌گذارد این نیز بگذرد از گذشته‌ها گذشت

نمی‌گذارد می  به رسد که می‌رسد

میدان باز گذارد

در باز کند

باز در کند که دک کرده باشد گذشته از باشد و...

 

                                              نمی‌شود!

                                      نمی‌گذارند

                                                چه کسانی؟

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.