سیانور
عمری دور و برِ هیچ می پلکیدم
دور و بَرم همه چیزی هیچ بود
هیچکس نبود
زندگی سیانوری بود که داشتم
قورتش می دادم
آمدی
آسمانی بالای سرم گذاشتی که
وقتی آبی شد برداشتی
بی تو این تکه ابر ِ بیچاره
آسمانی ندارد
کجا ببارد که دل نگه دارد؟
گرچه در حال ِ جنگی تن به تنی
هنوز درمان و بیمارستان ِمنی
عشق ِ تو قیچی کردن ِ طنابِ
گردن کلفتی بود
که دور ِگردنم انداختند
دوباره در حال ِ سیانورم
دلواپسم
ازهرکسی دورم
حالا که هیچ کس دور و برم
نیست
از عاشقم نیز دورم می کنی؟
کورخواندی!
پرانتزی را که برایم باز
کردی
هرگز نمی بندم