گم شد و پیدا نشد
آمد و در چشم من گم شد و
پیدا نشد
رفت پی ِ گم شدن گم شد و
پیدا نشد
توی همین کوچه ها جنب ِ
خیابان ِ جم
دستِ تو در دستِ من گم شدو
پیدا نشد
ما دو نفر روی ریل یک نفر
اما برید
پشتِ عبور ترن گم شد و
پیدا نشد
دلخوشی ِ آخرم باد که بر
باد رفت
فاش نکردم که زن گم شد و
پیدا ؟ نه! شد!
شد که نشد نه! شده شد که
همین من منم!
گفت به مِن مِن نزن! گم شو
و پیدا نشو !
من که عبور ِ تنم از همگان
رفتنم
در سفر ِ آمدن گم شد و
پیدا نشد
رفتن ِ بی مقصدم آمدَنم بی
دلیل
راهِ من و راهزن گم شد و
پیدا نشد