حرف اضافه
حرفِ اضافه ای در کار نیست
اضافه حرفی ندارم
احوال ِ شراب خورده ای دارم
که
از شرّ ِ شرم خلاصش کرده ام
پشتِ گوشم دلایلی انداخته ام
که آب زیر ِ کاهی می کند زیر
ِ پوستم
غلاف کنید!
از آبگیری که سر ریز کرده ام
هر چه می خواهید
سطل سطل سطر بردارید
که دنبالم آمدن آسانی
ست خلاف کنید!
پیچ ِ راهی را که از من
گذشت
اگر کمی بیشتر کنید
به حال منی می رسید
که در حال ِ عقب گرد می کنیدم
خیالی نیست
حال ِ شراب خورده ام
درمسافران ِ بین راهی منظره
خیلی دارد
خلاف کنید!