www.poetrymag.info
دوباره به دنیا می آیم
کوروش کرم پور
پسرتان از در پشتی
پشت به درِ پشتی رفت
روی خیابان نوشت :«ولدِزن. موضوع جدی ست»
یادداشتی نامحرمانه
برای
آقایان: پدر و برادران
و خانم ها: مادر و خواهران
سرانجام، اشتباهی دقیق در کار بوده است
شنیده بودم. اما جا به جا زاییده شدنم تعریفی ندارد
شاید «بنگاه ملکی صداقت»
مرجع خوبی برای قضا و قدر خانوادگی نبود
پس پرده برداری از این شعر، دستی در کلاه برداری
ندارد
تو با من معامله کردی بودی پدر!
رویای یک اتاق، یک حوض، یک ماهی، یک درخت
خانه ای کلنگی بود که تو به من اجاره ندادی
به زنت گفتم: مادر! نشد که به شیر خوردن از این
پستان ادامه دهم
اتاق نامحرم چهار دیوار
از پنجره ی حیاط شما به پنجره ی حیاط همسایه چشم
داشت
مسائل قانونی برای خودم پیش آوردم. سلول ساختم.
هر گچی که می ریخت تیرآهنی پشت سر داشت که زخم مشتم
را باز می کرد
حاصل دسترنج شما رنج بود. عبادت می کنم
زیرا هیچ کس، قضای زندگی هیچ کس را به جا نمی آورد
عکس خانوادگی ما، مثل پول دست به دست می شود
نمی شود با پول همه چیز را خرید
پول آب و شیر و برق و نانتان را هم
با این خاطرات می پردازم
این شعر دارد با شما قراردادی می بندد
که کوروش کرم پور را فسخ می کند
شنیده ام که دوباره، جا به جا زاییده می شوم
اهل بیت هم بودیم
به سبک قضا و قدر با شما معامله کردم
همه چیز از پیش امضا شده است.
محرمانه