www.poetrymag.info
بیست خون
کوروش کرمپور

- و محمد مختاري ها-
شاعر متولد 1355است
شعر در سال 1357 سروده مي شو.د
تهران - ميدان تو پخانه - بيست سال بعد:
عكس عكس عكس
و در آوار كتف ها ي به هم خورد شده
عكس هبو ط ها ي بي سيب روي زمين افتاده است
عكس صداي دختر
عكس خوب گوشت
عكس موي سينه ي مرد ريخته است
ماكت
ماكت قلب
ماكت ميدان آزادي
مانكن
با كتف هايم صغير
در معركه ي عابران عشقي
سيب بزرگي را در پياده رو مي كِشم
من...
-ايست!ايست!
و كساني فرار مي كنند
شاعر روي سيب خوني است
اما پاسبان دير رسيده است
شاعر
چاقو
خورده است
ميدان امام خميني:
عكس عكس عكس
عكس خاكريز روي زمين مي ريزد
تكه هاي پوست شهيد
گمنام مي ريزد
خون
خون گوني در قمقمه هاي مانده
آب حيات شيميايي در چفيه اي خشك
دست - پاي مصنوعي روي زمين مي افتد
رواني مي شوم
و با اين شعر
اندام طبيعي ام را ايثار مي كنم
من...
- ايست ! ايست !
و كساني در ميدان مين فرار مي كنند
شاعر
تكه تكه زنده است
اما پاسبان دير ر سيده بود
*
نقشه ي ايران
سال هزارو سيصد و...
روي نقشه
شاعر
مرده است
|