www.poetrymag.info
دو شعر از
روح اله محمدی قیری
رنگ روز تولد من را
اجنه بلعیده
یا جفت من توسط
امواج الکترو مغناطیس بتا بتا شده
آسمان وکلاغ ها
همیشه از طرف کلاغ ها مورد بحث بوده است
تکرار می کنم
از طرف کلاغ ها .
تهی تعریف خنده
آوری از کناره گیری است بنابر این همیشه باید نقطه را کمی دور تر گذاشت .
آن طرف مانیتور
فردای اکنون من نشسته ای وحالای من را می خانی
معلوم نیست همه ی
حالا را که حالا در حال پوسیده گی اند را چقدر
می فهمی
تنها تقصیر کرختی الفبا نیست بهار نیز سهم دارد .
نمی دانم بالا تر
درود گفتم یا نه اما بالای من از شما مشغول است
برای چند
وقتی .
مکان هندسی من نوعی
وحشتناک خاب است وتو از صدای رسیدن من به پرتاب شده گی ات احترام متقابل می
گذاری .
نمی دانم فضای من
وشما برای ماندگاری توی نیامده ها چقدر می پایند
اما
سرنوشت من وشما را
مخاطب عجول امروز تعیین می کند
چه کنیم با نادیده
انگاری ها در ضمن این که وقتی برای گرفتن دستهای شهیار نیست .
در همسایگی من صدای
گوسفند های افسرده آمار را به نفع جنون گاوی رقم
می زند وتعداد"
والپروات های سدیم" خبر از اسکیزو فرنی در محیط پیش فرض
می دهد
دقیقن بیست دقیقه
تا" آموکسی کلاو" راه است .
تنها گذشته ی من
است که معطل چشم های جرج بوش است.
از فرط
گرسنگی من وهمسایه
فقط در سایه ی
دیوار مشترکیم.
در این بخش مستند
روز مره گی من
روی پرده ی بکارت
ملکه ی ویکتوریا
که سهم مسمومیت
غذایی است به عهده می گیرم .
با یک قرارساده بی
قراری شما عین رسوایی یک مکافات است.
وپیش بینی وضع هوا
خبر ازپیش یخ زده ی بینی می دهد.
این جا ازدحام بوق
های فشرده
روی هم افتادن بخیه
های کورتاژ
یا سقط جنین
محترمانه است.
همه ی پول من از
باغ های گیلاس شما
درد می کند واین
منجی از ترس تیر کمان
به اورانوس ابراز
پرتاب شده گی می کند.
30/9/83