این صفحه را با ایمیل ارسال کنید         چاپ  
 

   www.poetrymag.info

شعری از اوختای
پچواک: علیرضا سیف الدینی

  

 
من باری سنگینم
درخم این کوچه ی بن بست
آخرکجا می رویم ما؟
 
 
من دستی شکسته ام
برای چه بی امان کار می کشدازمن
                         باانگشت های لاغرم...
 
 
من تابوت نیستم
زنده است این میخکوب شده در من
زنده می شودهر لحظه هزارقلب درسینه ام
کجای  زمین می توانید دفنم
کنید،
مرا که در این کوچه ی بن بست می روم؟
کجای  زمین می توانید  دفنم
کنید؟
کجای  زمین
دفنم توانید کرد؟