درآمد

و اندیشه بیاوریم، اندیشه را به زبان ِ فارسی بیاوریم. به اندیشه، اندیشه دهیم، اندیشیدن را بیاندیشیم، بیاندیشانیم. از امروز، بخش ِ «اندیشه» را فکر می‌کنیم، که درین‌جا هم فکر کنیم: فکری برای نوشتن، نوشتنی برای فکر.

مجله‌ی شعر


هولوکاست لیبیدینال

یکبار در بحثی کوتاه مادرم به من گفت تو فکر می کنی که متفاوتی. تو هم مسلمانی و فقط این کتابها گمراهت کرده اند. در این گفته حقیقتی است : ما نمی توانیم مسلمان نباشیم بلکه در نهایت فقط می توانیم مسلمان گمراه باشیم. خروج از دایره قانون و خانواده ناممکن است . تو با سرپیچی تنها به حیطه ای از گمراهین تبعید می شوی که این حیطه باز هم درون خود دایره قانون و خانواده است. قانون حتی آنجایی که تو از آن سرپیچی می کنی وجود دارد.    ادامه

امین قضایی


آنگاه كه نشانه به شئی بدل می‌شود...

اين مقاله به مناسبت صدمين سالگرد مشروطه خواهي در ايران نوشته شده است. در حقيقت جستاري است در باب مفاهيم مشروطه و مشروطه خواهي. و بنا به اقتضاي اين گفتمان، طبيعي ست؛ اگر در پي ريشه يابي واژه ي مشروطه و بنيان هاي فكري مشروطه خواهي، باشيم.    ادامه

مهدی سلیمی


مرگ بر داستان کوتاه

کافی است بدانیم و بپذیریم که روشنگری قرن نوزده - این پروژه تمام عیار انسانی- به ناگزیر در جامعه مصرفی نیمه‌ی دوم قرن بیستم خود تبدیل به یک اسطوره می شود. شاید اگر بگوییم «قصه» بهتر باشد. بله ! تبدیل به یک قصه می شود. مسئله تقریبا ساده است ؛ انسان « سیاست ورز عیاش مدرن» - رویای همزمان کارل مارکس و آرتور رمبو - در دنیای واقعی و انضمامی معاصر نمی تواند وجود داشته باشد و درست به همین دلیل تبدیل به یک شخصیت داستانی میشود برای فروش هرچه بیشتر آخرین اثر فلان رمان نویس یا درام نویس انگلیسی یا امریکایی.    ادامه

سينا دادخواه


من با جنایت روابطی عاشقانه دارم

هيچ چيز به هيچ چيز ربطی ندارد. اما اين دليل نمی‌شود که به هم مربوط نباشند .

« همگان » شيفته‌ی ربط‌اند . شيفته ی ربطی که آنان را همگانی کند. تلفن همگانی، توالت همگانی. و خیلی امکانات همگانی ِ دیگر که همينگونه‌اند .

ربط محبوب‌ترين دستاويز ِ زندگی ِ گلّه‌ای ست. همگان همواره به دنبال يک نقطه‌ی اتصال می‌گردند تا خود را در امور ِ همگانی شريک کنند .

فرهنگ ِ همگانی، فرهنگ ِ هماهنگی‌ست . چيزهای نامربوط ناهماهنگ‌اند .     ادامه

بابک سليمی‌زاده
 

فروپاشی پست مدرن

هنر پست مدرن، همه چيز را بازی می ‌بيند. بازی را هنرمندان مدرن شروع كردند. آن ها هم چنان كه در بازی خود به پيش می ‌رفتند، معيارهای بازی را دگرگون كردند و مكتب‌های هنری گوناگونی به وجود آورند كه در همه چيز متفاوت بودند الا يك چيز: اين كه خط فاصلی بين خود و كلاسيك‌ها بكشند. اما در هنر پست مدرن مسئله عوض شده است. پست مدرن مي‌گويد اگر همه چيز بازی ست، چرا كلاسيك‌ها را در اين بازی راه ندهيم؟     ادامه

سعید احمدزاده اردبیلی


افلاطون در مواضع دريدا

در واقع ما روي نيمكتي قرار گرفته ايم كه نجار آنرا از عالم مثل تقليد كرده است. هنگامي كه ما روي نيمكت مي نشينيم روابطمان از روابط مشروع و پسر پاك زاده ي پدرلوگوس (پدر علم گفتار) ناشي مي شود.من خاطره هايم را به شما مي گويم و يا شما از وضعيت آب و هوا سخن مي رانيد. تمامي ما به ازا هاي بيروني گفتار ما به صورت عيني حضور دارند و يا حتي مانند وضعيت آب و هوا قابل لمسند.    ادامه

مهدی سلیمی


افسانه‌ی سیزیف، بار معنایی‌ی سنگ

"خدایان سیزیف را بر آن داشتند تا مدام تخته سنگی را به فراز کوهی رساند و هر بار تخته سنگ به سبب وزنی که داشت باز به پای کوه در می غلتید . خدایان چنین می پنداشتند که کیفری دهشت بارتر از کار بیهوده و نومیدانه نیست"    ادامه

مهدی سلیمی


« خداوند ِ پسر ؛ دراما »

کافی است کمی شجاعت داشت و گفت که مسیح بیشتر از آنکه موجودیتی عبرانی باشد موجودیتی هلنی است.    ادامه

سینا دادخواه


سرنگونی پارادوکس زنون / جستاری در باب خشم

قرار بر این است که در این جستار به مثابه یکی از بسیط ترین مقوله های انسانی و از جهت پیوند مرموزی که با هستی دارد مورد تحلیل قرار گیرد . این دو منظر در نهایت موضع فلسفه را در قبال این مقوله به پرسش خواهند کشید.

امر بسیط به یک کمون پدیدارشناسانه دلالت می کند. اشتراکی که خود درجه صفری است برای انواع متکثر تن یابی امر بسیط . خشم در مرکز یک چنین اشتراک انسانی قرار می گیرد و بدین ترتیب یک کنش نیست.    ادامه

مهران حاتمی


درون آینه

توده ها وقتی به خانه جدید می روند با خود کتاب مقدس و آینه همراه می برند. اگر شیطان و جنی در آن خانه باشد ، با دیدن نام خدا ترسیده و از طریق آینه فرار می کند. در خرافه دیگری لی لیت شرور از طریق آینه به جلد دختران می رود و آنها را روسپی می کند. آینه جایی است که میل حضور پیدا می کند.    ادامه

امین قضایی