از صفحه‌ی اول تا صفحه‌ی آخر حذف شود      

بشکنیم این ننگ را   

 

 

 

نوشتن دست است، پس تن است: با تپش هایش، با کنترل هایش، با ریتم هایش، با اندیشه هایش، با لغزش هایش...

رولان بارت

  

این طور شروع کنیم : ادبیات هستی اش را در جست و جوی هستی های تازه می جوید: هستی‌ی چیز، هستی‌ی تن، هستی‌ی هستی، هستی‌ی همه چیز، هستی‌های تازه که هستی‌های پیش را تهدید می کند: نوشتن به لرزه درآوردن معنای جهان است. در برابر معناهای حاکم، معناهای تازه گذاشتن، در برابر نظم های حاکم، بی نظم شدن، یعنی به نظم ِ خود رسیدن، از قوانین ِ حاکم سرباز زدن: نوشتن شاید نوشتن ِ استیلای امروز نیست، نوشتن ِ ناممکن‌هایی است که از عرصه های امکانات ِ روزمره فراتر می روند.

 

حالا نوشتاری که طبیعت اش از حاکمیت، از حکم و حکمت می گریزد، چطور باید از دست ِ  نهادی، سازمانی، وزارتی یا حاکمی «اجازه‌ی نشر» بگیرد؟ ادبیات ِ امروز ما ادبیات ِ اجبار است، اجباری نوشتن، اجباری حذف کردن، اجباری انتخاب کردن، اجباری فکر کردن، اجباری دیدن، اجباری چشم بستن. ادبیات ِ مجبور ِ ما را چندخواننده‌ی غیر حرفه ای در دکانی بنام «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» می چرخانند. چرا نویسنده‌ و شاعر امروز ایران باید «ارشاد» برود، مرشد ببیند و باب میل ِ ارشاد بنویسد ؟ چرا باید «ارشاد» جهت ِ ادبیات ِ ما را تعیین کند، چرا باید تعیین ِ تکلیف، تعیین سوژه و طرح، تعیین حرف و کلام، تعیین  صحنه، نحوه‌ی برخورد با جامعه و سنت و تن و زن و مرد و پیر و جوان، جمله‌گی تحت ِ نظارت «ارشاد» باشند؟

 

سال‌های آزگار است که «ارشاد» ادبیات ِ ایران را قلع و قمع می‌کند.  وزارت ارشاد در حقارت  اش ماند و به مهم ترین رمان های این کشور اجازه‌ی نشر نداد (چرا نگوییم «روزگار دوزخی‌ی آقای ایاز» را، «الیاس در نیویورک» را، از خارجی ها، اولیس ِ جویس را، و تمامی‌ی حذف ها را در شعر، در متن، در رمان، در مجله، در روزنامه) . نویسنده‌گان و شاعران ِ این سرزمین سال هاست که مجبورند از دریچه‌ی تنگ ِ نگاه ِ قیچی به دستان ِ «ارشاد»،  ببینند و بنویسند. ا

 

وزارت ِ ارشاد در راستای فعالیت های ضدفرهنگی اش، گاهی کتاب ها را می بُرد: صفحه ی چهار، پاراگراف شش، حذف شود. از صفحه‌ی پنچاه و هفت تا صفحه‌ی هفتاد و یک حذف شود... و گاهی هم از صفحه‌ی اول تا صفحه‌ی آخر حذف شود: ا

وزارت ارشاد اسلامی ایران برای کتاب ١٣  نوشته مظاهرشهامت مجوز چاپ نداد.ا
کتاب
۰١٣ صفحه ایی  ١٣ حاوی دو داستان بلند با نام های « استقبال از سیزده و ١٣ » و « یک بار دیگر »  از مظاهر شهامت را نشر پاندا منتشر می کرد.ا
وزارت ارشاد به کتاب مجوز چاپ نداد و دلیل آن را توهین به مقدسات و وجود  مسائل اخلاقی و سیاسی مغایر در
١٣ ، عنوان کرد.ا
 

به راستی مشروعیت وزارت ارشاد در چیست ؟ تا کی ادبیات ِ ایران وام‌دار این تشکیلات  خواهد ماند ؟ برخیزیم، بشکنیم این ننگ را. ادبیات ِ ما، ادبیات ِ خوشایندنویسی و خنثانویسی برای خوشایند ِ حقوق بگیران و باج بگیران و رشوه بگیران وزارت خانه‌ی من درآوردی‌ی ارشاد نیست. ادبیات نه ارشاد می‌خواهد، نه ارشاد می شود.

 

 

مجله‌ی شعر دو داستان ِ بلند  استقبال ازسيزده و ١٣ و اگر يك بار ديگر مظاهر شهامت را که قرار بود در کتاب   ١٣ چاپ شود، منتشر می‌کند. ا

                                                               

 

 
 
 
 
 
 

صفحه اصلي | آرشيو | مجله | نشر الكترونيكي | خوانش‌ِنويسش | بالكن | دست آوران  | تماس با ما
كليه حقوق اين سايت متعلق به مجله‌ی شعر است.